خرید بک لینک

درباره سایت

دل نوشته های سمیرا مهربون

سلام. وگاهی..خیس باید كرد... گلبرگهای زیبای برون را وگاهی بایدشكست.... شاخه های زاید خشكیده را.. تا سبز شوند جوانه ها.. وبخوانند..ترانه ها..زیر قطرات نم نم باران..

امکانات وب

هههههههههههه

برچسب: خر,دانشجو,استاد,ضدپسر, نویسنده: سمیرا مهربون تاريخ: پنجشنبه 18 ارديبهشت 1393 ساعت: 20:42

بعد میگن...

برچسب: نامردا,کودک,به دنیا آمدن, زایمان, نویسنده: سمیرا مهربون تاريخ: پنجشنبه 18 ارديبهشت 1393 ساعت: 20:34

در سکوت شب من ،


ناگهان حادثه ای...


ناگهان وسوسه ای تلخ گذشت...

 


من تو را کم داشتم


در سکوت شب من ،

 


آسمان حرفی زد...

 


و غزل شعری شد...



در سکوت شب من،

 


موج گیسوی تو آرام نداشت

 


برق چشمان تو پیغام نداشت...

 


چه سرابی دارم

 


که امیدم به نگاهت...

 


سالها یخ زده است...

 

در سکوت شب من

برچسب: سکوت,شب,سکوت شب, سراب ,دریا,تلاطم, نویسنده: سمیرا مهربون تاريخ: پنجشنبه 18 ارديبهشت 1393 ساعت: 19:16

ای دل ! چرا بهاری و گلبو نمی شوی ؟



آبی است آسمان، تو پرستو نمی شوی ؟



در می زند بهار و تو در وا نمی کنی



گل می چکد ز باغ و تو گلبو نمی شوی



در آرزوی گل شدن و دیدن ِ بهار



مانند غنچه گرم تکاپو نمی شوی



چشم از جمال شرقی گل بسته ای، دریغ



خواهان وصل خال لب او نمی شوی



مثل جوانه، دل به شکفتن نمی دهی



مثل درخت، سلسله گیسو نمی شوی



یک جرعه از طراوت شبنم نمی خوری



همسفره تبسم شب بو نمی شوی



یادی تو از شقایق عاشق نمی کنی



سنگ صبور داغ دل او نمی شوی



با مرغ حق، صلای «اناالحق» نمی زنی



چون «یاکریم»، عارف «یاهو» نمی شوی



تا با غریزه همسفری در شب پلنگ



هرگز اسیر جلوۀ آهو نمی شوی



فیضی ز ناز ِ شرقی ِ آهو نمی بری



مجذوب آن دو چشم و دو ابرو نمی شوی



وقتی که مست می شوی از خواندن کلاغ



با نغمه های چلچله، جادو نمی شوی



تا آن زمان که زاغ و زغن همنشین توست



تو بلبل ادیب و سخنگو نمی شوی



وقتی که ارتفاع قفس آسمان توست



هرگز در آسمان تو پرستو نمی شوی



القصه، شرط سبز بهاران شکفتن است

 

تا نشکفی ، بهاری و گلبو نمی شوی

 

برچسب: دل,قلب,زندگی,علاقه,بهار,زیستن, نویسنده: سمیرا مهربون تاريخ: پنجشنبه 18 ارديبهشت 1393 ساعت: 18:59

به یک پلک تو می بخشم تمام روز و شب ها را


که تسکین می دهد چشمت غم جانسوز تب ها را



بخوان! با لهجه ات حسّی عجیب و مشترک دارم


فضا را یک نفس پُر کن به هم نگذار لب ها را



به دست آور دل من را چه کارت با دلِ مردم!


تو واجب را به جا آور رها کن مستحب ها را



دلیلِ دل خوشی هایم! چه بُغرنج است دنیایم!


چرا باید چنین باشد؟ نمی فهمم سبب ها را



بیا این بار شعرم را به آداب تو می گویم


که دارم یاد می گیرم زبان با ادب ها را



غروب سرد بعد از تو چه دلگیر است ای عابر


برای هر قدم یک دم نگاهی کن عقب ها را

 

رها کن مستحب ها را

برچسب: روز ,شب ,عشق, بهار, شعر, نفس,ادب, ادبیات, عاشقانه, نویسنده: سمیرا مهربون تاريخ: پنجشنبه 18 ارديبهشت 1393 ساعت: 19:01

 
در سکوت شب من ،
ناگهان حادثه ای...
ناگهان وسوسه ای تلخ گذشت...
من تو را کم داشتم
سکوت شب

 

آسمان حرفی زد...
و غزل شعری شد...

در سکوت شب من،
موج گیسوی تو آرام نداشت
برق چشمان تو پیغام نداشت...
چه سرابی دارم

برچسب: سکوت, شب, موج, گیسو ,آرام ,پیچ و تاب, چشم, آرام, نویسنده: سمیرا مهربون تاريخ: پنجشنبه 4 ارديبهشت 1393 ساعت: 18:02

  

 

 

 


ماهیان شهر ما از کوسه هم وحشے ترند

بره هاے این حوالے گرگ را هم مے درند
 

خنجرے بر قلب بیمارم زدند
 

 



بی گناه بود ولے دارم زدنـــــ ـ ـ ـ ـ ـ ــد

 

 

برچسب: کوسه,ماهی, بره ,گرگ, حیوان , نویسنده: سمیرا مهربون تاريخ: پنجشنبه 4 ارديبهشت 1393 ساعت: 16:59

 گذشته ی من گذشت،حتی می توانم بگویم در گذشت،ومن برایش ماه ها و سال ها سکوت کردم،خاطراتم را زیر و رو کردم و ای کاش های فراوان گفتم، ولی دیگر بس است،

من به آرزوهای شیرین می اندیشم،
من به شروعی دیگر می اندیشم.

خواب در آب

برچسب: من, آرزو ,شیرین ,ای کاش, زیر و رو, فراوان, تجربه, شکست, پیروزی, نویسنده: سمیرا مهربون تاريخ: چهارشنبه 13 فروردين 1393 ساعت: 20:27

 شکست وجود ندارد

فقط گاهی نتیجه کار است که گاهی به دل شما نمی نشیند

آن قدر راه را عوض کنید تا به مقصد خود برسید......مسابقه زندگی

برچسب: شکست, پیروزی ,عوض کردن, مسیر, مقصد, راه ,مسابقه, نویسنده: سمیرا مهربون تاريخ: چهارشنبه 13 فروردين 1393 ساعت: 20:10

 کاش بارانی ببارد شما را تر کند

بگذرد از هفت بند ما صدا را تر کند

قطره قطره رقص گیرد روی چتر لحظه ها

رشته  رشته مویرگ های هوا را تر کند

بشکند در هم طلسم کهنه های باغ را

شاخه های خشک بی باران دعا را تر کند

مثل طوفان بزرگ نوح در صبحی شگفت

سرزمین سینه ها را تا  نا کجا ها   تر  کند

چترها را ببندید ای به ساحل مانده ها

شاید این باران که می بارد شما را تر کند

باران

برچسب: باران ,کاش, ای کاش, دعا, باغ, شاخه, خشک, طوفان, نوح ,صبح ,چتر ,ساحل, دریا, نویسنده: سمیرا مهربون تاريخ: چهارشنبه 13 فروردين 1393 ساعت: 19:21

 هر کس بخواهد کاری را انجام دهد راهش را پیدا می کند
و هر کس که نخواهد بهانه اش را

انگیزه

برچسب: انگیزه, کار, بهانه, راه, پیدا ,خواستن, توانستن, نویسنده: سمیرا مهربون تاريخ: چهارشنبه 13 فروردين 1393 ساعت: 17:39

 

 

 اگر این سطح پر از آدم هاست،پس چرا این همه دل ها تنهاست؟بی خودی می گویند هیچ کس تنها نیست،چه کسی تنهانیست؟ همه از هم دورند،همه در جمع ولی تنهایند،من که در تردیدم تو چطور؟،نکند هیچ کسی اینجا نیست

من به آمار،به این جمع،و به این سطح که گویند پر از آدمهاست..مشکوکم....،نکند هیچ کسی این جا نیست،من به آمار زمین مشکوکم...،چه کسی گفته که این سطح پر از آدم هاست؟من که می گویم نیست،

 

 

 

 

 

 

من به آمار زمین مشکوکم

 

 

 

 

 

 

من به آمار زمین مشکوکم

 

برچسب: سهراب, سپهری,سهراب سپهری, آمار ,زمین ,سطح, آدم ها, جمع,شاعر ,هیچ کس, تنها , نویسنده: سمیرا مهربون تاريخ: چهارشنبه 13 فروردين 1393 ساعت: 14:05

 قاصدک برو آنجا که تو را منتظرند...

 

rhwn;

برچسب: قاصدک, انتظار , نویسنده: سمیرا مهربون تاريخ: يکشنبه 10 فروردين 1393 ساعت: 12:35

صفحه بندی