
...
ادامه مطلب
در سکوت شب من ، ناگهان حادثه ای... ناگهان وسوسه ای تلخ گذشت... من تو را کم داشتم در سکوت شب من ، آسمان حرفی زد... و غزل شعری شد... در سکوت شب من، موج گیسوی تو آرام نداشت برق چشمان تو پیغام نداشت... چه سرابی دارم که امیدم به نگاهت... سالها یخ زده است... ...
ادامه مطلب
ای دل ! چرا بهاری و گلبو نمی شوی ؟ آبی است آسمان، تو پرستو نمی شوی ؟ در می زند بهار و تو در وا نمی کنی گل می چکد ز باغ و تو گلبو نمی شوی در آرزوی گل شدن و دیدن ِ بهار مانند غنچه گرم تکاپو نمی شوی چشم از جمال شرقی گل بسته ای، دریغ خواهان وصل خال لب او نمی شوی مثل جوانه، دل به شکفتن نمی دهی مثل درخت، سلسله گیسو نمی شوی یک جرعه از طراوت شبنم نمی خوری همسفره تبسم شب بو نمی شوی یادی تو از شقایق عاشق نمی کنی سنگ...
ادامه مطلب
به یک پلک تو میبخشم تمام روز و شبها را که تسکین میدهد چشمت غم جانسوز تبها را بخوان! با لهجهات حسّی عجیب و مشترک دارم فضا را یکنفس پُر کن به هم نگذار لبها را به دست آور دل من را چه کارت با دلِ مردم! تو واجب را به جا آور رها کن مستحبها را دلیلِ دلخوشیهایم! چه بُغرنج است دنیایم! چرا باید چنین باشد؟ نمیفهمم سببها را بیا اینبار شعرم را به آداب تو میگویم که دارم یاد ...
ادامه مطلب
در سکوت شب من ، ناگهان حادثه ای... ناگهان وسوسه ای تلخ گذشت... من تو را کم داشتم آسمان حرفی زد... و غزل شعری شد... در سکوت شب من، موج گیسوی تو آرام نداشت برق چشمان تو پیغام نداشت... چه سرابی دارم...
ادامه مطلب
ماهیان شهر ما از کوسه هم وحشے ترند بره هاے این حوالے گرگ را هم مے درند خنجرے بر قلب بیمارم زدند بی گناه بود ولے دارم زدنـــــ ـ ـ ـ ـ ـ ــد ...
ادامه مطلب
گذشته ی من گذشت،حتی می توانم بگویم در گذشت،ومن برایش ماه ها و سال ها سکوت کردم،خاطراتم را زیر و رو کردم و ای کاش های فراوان گفتم، ولی دیگر بس است، من به آرزوهای شیرین می اندیشم، من به شروعی دیگر می اندیشم. ...
ادامه مطلب
شکست وجود ندارد فقط گاهی نتیجه کار است که گاهی به دل شما نمی نشیند آن قدر راه را عوض کنید تا به مقصد خود برسید.........
ادامه مطلب
کاش بارانی ببارد شما را تر کند بگذرد از هفت بند ما صدا را تر کند قطره قطره رقص گیرد روی چتر لحظه ها رشته رشته مویرگ های هوا را تر کند بشکند در هم طلسم کهنه های باغ را شاخه های خشک بی باران دعا را تر کند مثل طوفان بزرگ نوح در صبحی شگفت سرزمین سینه ها را تا نا کجا ها تر کند چترها را ببندید ای به ساحل مانده ها شاید این باران که می بارد شما را تر کند ...
ادامه مطلب
هر کس بخواهد کاری را انجام دهد راهش را پیدا می کند و هر کس که نخواهد بهانه اش را ...
ادامه مطلب
اگر این سطح پر از آدم هاست،پس چرا این همه دل ها تنهاست؟بی خودی می گویند هیچ کس تنها نیست،چه کسی تنهانیست؟ همه از هم دورند،همه در جمع ولی تنهایند،من که در تردیدم تو چطور؟،نکند هیچ کسی اینجا نیست من به آمار،به این جمع،و به این سطحکه گویند پر از آدمهاست..مشکوکم....،نکند هیچ کسی این جا نیست،من به آمار زمین مشکوکم...،چه کسی گفته که این سطح پر از آدم هاست؟من که می گویم نیست، &...
ادامه مطلب
قاصدک برو آنجا که تو را منتظرند... ...
ادامه مطلب
خداوندا مرا واسطه عشق خود میان آدمیان کن تا آنجا که نفرت است عشق را ارزانی کنم آنجا که تقصیر وگناه است ببخشایم آنجا که تفرقه وجدایی است پیوند بزنم آنجا که خطاست راستی را هدیه کنم آنجا که شک است ایمان بدهم آنجا که نومید است امید شوم آنجا که ظلمت است چراغی برافروزم آنجا که غم است شادی به پا کنم خداوندا باشد که بیشتر تسلی دهم تا تسلی یابم در پی فهمیدن باشم تا فهمیده شدن در پی دوست داشتن باشم تا دوست داشته شدن زیرا با دادن است که می گیریم با فراموشی خویشتاست که خویش...
ادامه مطلب
خداوند متعال به بنده خویش فرمود: آرزو داری که با ملایک هم پرواز شوی؟ عرضه داشت: آری. فرمود:پس باید به پنج خصلت آراسته شوی : آنکه در مهرورزی همچون خورشید بی دریغ در تواضع همچون زمین خاکسار در سخاوت مانند جویبارروان فیض بخش در تسلیم و رضا بسان مرده ای بی اراده و در رازداری همتای شب تیره پرده دار و رازپوش باشی. حدیث قدسی...
ادامه مطلب
اگر................... اگر دروغ رنگ داشت ؛هر روز شاید ؛ ده ها رنگین کمان در دهان ما نطفه می بست و بیرنگی کمیاب ترین چیزها بود . اگر شکستن قلب و غرور صدا داشت؛ ...عاشقان سکوت شب را ویران میکردند، اگر براستی خواستن توانستن بود ؛ محال نبود وصال ! و عاشقان که همیشه خواهانند؛ همیشه میتوانستند تنها نباشند.......... اگر گناه وزن داشت ؛ هیچ کس را توان آن نبود که قدمی بردارد ؛تو از کوله بار سنگین خویش ناله میکردی ... و من شاید ؛ کمر شکسته ترین بودم! اگر غرور نبود ؛ چشمهایمان به...
ادامه مطلب
یک دقیقه سکوت یک دقیقه سکوت برای رویاهای شیرین کودکی ، که هرگز باز نخواهند گشت! ...
ادامه مطلب