
در سکوت شب من ، ناگهان حادثه ای... ناگهان وسوسه ای تلخ گذشت... من تو را کم داشتم در سکوت شب من ، آسمان حرفی زد... و غزل شعری شد... در سکوت شب من، موج گیسوی تو آرام نداشت برق چشمان تو پیغام نداشت... چه سرابی دارم که امیدم به نگاهت... سالها یخ زده است... ...
ادامه مطلب
گذشته ی من گذشت،حتی می توانم بگویم در گذشت،ومن برایش ماه ها و سال ها سکوت کردم،خاطراتم را زیر و رو کردم و ای کاش های فراوان گفتم، ولی دیگر بس است، من به آرزوهای شیرین می اندیشم، من به شروعی دیگر می اندیشم. ...
ادامه مطلب
اگر این سطح پر از آدم هاست،پس چرا این همه دل ها تنهاست؟بی خودی می گویند هیچ کس تنها نیست،چه کسی تنهانیست؟ همه از هم دورند،همه در جمع ولی تنهایند،من که در تردیدم تو چطور؟،نکند هیچ کسی اینجا نیست من به آمار،به این جمع،و به این سطحکه گویند پر از آدمهاست..مشکوکم....،نکند هیچ کسی این جا نیست،من به آمار زمین مشکوکم...،چه کسی گفته که این سطح پر از آدم هاست؟من که می گویم نیست، &...
ادامه مطلب