دل نوشته های سمیرا مهربون

متن مرتبط با «شب» در سایت دل نوشته های سمیرا مهربون نوشته شده است

در سکوت شب من

  • نیلوبلاگ

    در سکوت شب من ، ناگهان حادثه ای... ناگهان وسوسه ای تلخ گذشت...   من تو را کم داشتم در سکوت شب من ،   آسمان حرفی زد...   و غزل شعری شد... در سکوت شب من،   موج گیسوی تو آرام نداشت   برق چشمان تو پیغام نداشت...   چه سرابی دارم   که امیدم به نگاهت...   سالها یخ زده است...   ...

    ادامه مطلب
  • تمام روز و شب ها را

  • نیلوبلاگ

    به یک پلک تو می‌بخشم تمام روز و شب‌ها را که تسکین می‌دهد چشمت غم جانسوز تب‌ها را بخوان! با لهجه‌ات حسّی عجیب و مشترک دارم فضا را یک‌نفس پُر کن به هم نگذار لب‌ها را به دست آور دل من را چه کارت با دلِ مردم! تو واجب را به جا آور رها کن مستحب‌ها را دلیلِ دل‌خوشی‌هایم! چه بُغرنج است دنیایم! چرا باید چنین باشد؟ نمی‌فهمم سبب‌ها را بیا این‌بار شعرم را به آداب تو می‌گویم که دارم یاد ...

    ادامه مطلب
  • سکوت شب

  • نیلوبلاگ

      در سکوت شب من ، ناگهان حادثه ای... ناگهان وسوسه ای تلخ گذشت... من تو را کم داشتم   آسمان حرفی زد... و غزل شعری شد... در سکوت شب من، موج گیسوی تو آرام نداشت برق چشمان تو پیغام نداشت... چه سرابی دارم...

    ادامه مطلب